ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

759

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بشمار ميروند . اما كشاورزى بذاته بر همهء انواع معاش مقدم است زيرا امرى بسيط و ساده و طبيعى و فطريست و در آن نيازى بانديشه و دانشى نيست و بدين سبب در ميان مردم آن را به آدم ابو البشر نسبت ميدهند و او را معلم و انجام دهندهء آن ميدانند و اين نكته اشاره باينست كه كشاورزى قديمىترين راههاى معاش و شايسته‌ترين وسايل طبيعى آن مىباشد . اما صنايع نسبت بكشاورزى در مرتبهء دوم و پس از آنست ، زيرا صنعت از امور تركيبى و علمى است كه در آن انديشه و نظر را به كار مىبرند و ازينرو صنعت غالبا جز در شهرها كه از زندگانى باديه‌نشينى متأخر و در مرتبهء دوم آنست يافت نميشود و به همين مناسبت آن را به ادريس پدر دوم مردم نسبت ميدهند چه او بوسيلهء وحى از جانب خداى تعالى صنعت را استنباط كرده و براى بشر آينده بيادگار گذاشته است . و اما بازرگانى هر چند از لحاظ كسب امرى طبيعى است ولى بيشتر راهها و شيوه‌هاى آن جز داد و ستد نيست كه آنها را براى بدست آوردن نرخ ميان دو بهاى خريد و فروش به كار مىبرند تا ازين تفاوت قيمت در كسب سود برند و به همين سبب شرع در امور تجارت چانه زدن را مباح شمرده است چه آن از باب مقامره است ، با اين تفاوت كه بازرگانى گرفتن مال غير بطور مجانى و بلا عوض نيست و به همين سبب به مشروعيت اختصاص يافته است . [ و خدا داناتر است ] [ 1 ] . فصل سوم در اينكه خدمتگزارى از طرق معاش طبيعى نيست بايد دانست كه سلطان ناگزير است براى ادارهء همهء امور كشور و پادشاهى كه در صدد آن هست ، خدمتگزارانى برگزيند از قبيل سپاهى و شرطى ( پاسبان ) و

--> [ 1 - ) ] در چاپ‌هاى مصر و بيروت نيست .